تبليغاتX
آفتاب خط
خوشنویسی و فقط خوشنویسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/11/09ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط نورور  | 

هو

از همان روز اولی که سایت پایگاه خوشنویسی به مدیریت ظاهر ی(بیدلرزان) پیدا شد به دوست مازندرانی خود سفارش اكيد کردم که نگویید  و ننویسید، ایشان در ظاهر با خارک و باطن در خدمت  اجانب و ایجاد تنش است اما کو گوش شنوا؟ حال با گذشت دو سه سال، ماهیت ایشان بر همگان و علی الخصوص بر اذهان خوشنويسان محترم روشن شد.

شبی که از دفتر جناب نورور بیرون آمدم او با خنده گفت همه اش گفتید ننویس ولی خوب شد نوشتیم تا ملت فهمیدند که  با چه قومی طرف هستند و با لبخند ادامه داد این طایفه از کشته ستانند غرامت كه تلفنش زنگ خورد  و داشت با دوستی در تهران صحبت میکرد] .

این باعث شد به صفحات سانسور شده اولین نسخه پایگاه تنش زای خوشنویسی ایران نظری بیاندازم و برایم جالب بود كه با وجود سانسور بسیار زیرکانه (بید لرزان) دربش هنوز بر پاشنه فتنه و نفاق می‌چرخید و ضربه به خارک

ابتدا را با ظلمی که بر استادن جوان رفت شروع کرد و بعد با نظر سنجی درمورد اینکه هفتاد درصد کاربران با اعطای استادی مخالفند! گاهی هم سر به شمیرانات زده و دوباره راه کربلا و با زیرکی با صندوق ابادی صحبت و ...

غرضم در اين نوشته یاد آوری مصیبت هایی است که از نفاق کشیدیم و درسطور بعد مشهود خواهد شد.

نامه مثلاً سرگشاده ساعتچی و مانورو حمله شدید به اساتید و حمایتهای بی چون و چرا, دست فشل یک نفر  را هم بنام تبریزی در این جریان رو كرد.

توهین های او به اساتید در قالب بهار در کویر کامل این شد که بعد از امیرخانی؛ رهزنان و عشق و سرمستی به انجمن رسیدند !!!!

بعد حملات شدیدتر شد و شعبه تهران که مردانه در حمایت از حق اساتید ایستاده بود و شخص استاد مجید حسین زاده را هدف قرار دادند تا آنجا که استاد خروش در حمایت از ایشان نامه ای نوشته و با ادبیاتی فخیم و دلنیشن ایشان را فرزند خویش خواند و چه موهبتی از این بالاترقبای استادی و فرزندهنری بر بالای توباشد .

فرزند هنر باش نه فرزند پدر

فرزند هنر زنده کند نام پدر را

در 17 آبان 89 شکوائیه ای نوشتند که ادبیات در خارک به ضعف رسیده و فلان استاد را شرخر خواندند و .....خنده مان گرفته بود نسناس زرنگ (بيدلرزان)، ملکی پور رادزد کاغذ  و دلال مرکب می دانست ولی انتظار حتی نیش پشه‌اي را هم نداشت.

بلوا و فتنه تا آنجا پیش رفت که گاه و بیگاه دوست نمايان رشت نرفته مان از شب تا طلوع صبح مشغول لجن پراکنی بودند و یا شاگردان درجه چندمشان مشغول عیب گرفتن از خط این و آن و تشکیک در اعطاي استادي میکردند ولیست نماینده میخواستند! و با همکاری شدید و ساده‌لوحانه سایت (بيد لرزان) و مدیریت آن با حذف گاه و بیگاه و موزيانه کامنت های خارکیان و نامه سرگشاده افشین جان و ... که همگی نشأت گرفته از ادبیات ضعیف و سخيف بود ولی باز همه بنوعی با حمایتهای دوستان قابل تامل بود هرچند که گهگاه دوستان خسته شدند از یاسین بگوش خر خواندن ....

تا اینجا مسئله زیاد بغرنج نشده بود هر چند نامه هایی از بهشت توسط قلندر بی سبیل و عینکی ما که نشان از زخم متعفن و کینه كورش داشت و یا افاضاتي که اگر ملکی پور امام حسین بشود من برایش شمر میشوم توسط (بید لرزان) نشان از حماقت و دگم بودن اين نسناس داشت ولی با همکاری این دو- و سخن پراکنی تلخون نامی اوضاع وارد فاز جدیدی شد.

شکرستان 1 و 2 و نیازمندیها و روزنامه میرزا قلیخان و معادلات سینمایی اهل قلم که بی پروا به اصحاب قلم تاخته بود و افاضاتش از سطر تا ذیل جز فحاشی و امثله قبیحه چیزی نبود و جز با واکنش شدید چند نفر بیشتر همراه نگرديد.قوانين سگ، گاو و خر- اوج اين لجن پراكني بود كه زود آبش كشيدند و جمعش كردند.

نکته ای که حائز اهمیت است- پرداختن و ورود این آقا به ساحت و حرم خصوصي اساتید همراه با توهین كه البته چیزی از شان اساتید کم نكرد بل نشاندهنده کینه و غرض ورزی شدید این چند نفر به خارک و حقانیت اساتید است که همیشه با همراهی تمامی دادگاهها و  دیوان عدالت اداری و ثبت شرکتها توامان بوده و جالبتر از اینکه همیشه در چنين مواقعي جا زدن و دست به انکارشان خیلی خوب است .

شما قضاوت کنید از توهین , تخریب و شانتاژ در زمان امتحانات و کثافت کاری و شایعه پراکنی چه طرفي بسته اند ؟هیچ ....

البته دوستان زيرك ما نيز بيكار ننشسته و نقد خط استاد هدایتی که در اصل خط امیرخانی بود که در پی بی حرمتی به ساحت استاد خروش انجام شده بود لبخند برلبان ما نشاند و حتی دوستان (بید لرزان) هم همیشه به این نکته اذعان داشتند که چه بد رو دست خورده‌اند ...

فرقی ندارد تلخون کیست؟قلندر باشد یا حبیب و یا ترتیزک و یا اسامی مزخرف دیگر, مهم حمایت از نوشته های و طرز تفکر این موجودات خبیث است که همراه با حمایتهای بیدریغ مدیران سایت ... همراه است .

از آن گفتم این بیتهای بلند     که تا شاه گیرد از این کار پند

کزین پس بداند چه باشد سخن     بیندیشد از پند پیر کهن

دگر شاعران را نیازارد او     همان حرمت خود نگهدارد او

که شاعر چو رنجد بگوید هجا     بماند هجا تا قیامت به جا

بنالم به درگاه یزدان پاک     فشاننده بر سر پراکنده خاک

که یارب روانش به آتش بسوز     دل بنده ی مستحق برفروز

با این اظهارات به ظاهر ساده چوب تر را بالا گرفتیم تا بدانند ما چه میگوییم و با چه کسانی هستیم.

لازم نیست لجن بهم بزنيم و رزومه خودشان و استاد جاعلشان را بیرون بریزیم و یا شکوائیه به این استاد بکنیم و او شاگرد جورنالیستش را به سخن درشت ادب کندی- نوشتیم تا بفهمند و دست از کثافت کاری بردارند  اما بعید میدانم كه.. نرود ميخ آهنين در سنگ ... و الله اعلم بالصواب...

                                                                                                        اميرنيا

+ نوشته شده در  90/10/12ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط نورور  | 

منبع سایت انجمن خوشنویسان تهران

+ نوشته شده در  90/10/08ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط نورور  | 

به بهانه بیست و یکمین سالروز وفات اسوه اخلاق ؛پیر و مراد خوشنویسی استاد حسن میرخانی

+ نوشته شده در  90/09/06ساعت 10:19 قبل از ظهر  توسط نورور  | 

جهت دیدن خط با کیفیت بالاتر و اندازه بزرگتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/09/03ساعت 10:33 قبل از ظهر  توسط نورور  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  90/09/01ساعت 4:12 بعد از ظهر  توسط نورور  | 

+ نوشته شده در  90/09/01ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط نورور  | 

+ نوشته شده در  90/08/11ساعت 5:53 بعد از ظهر  توسط نورور  | 

 

+ نوشته شده در  90/08/07ساعت 4:51 بعد از ظهر  توسط نورور  | 

با سلام
قصد نداشتم و ندارم دیگر در مورد نوبنیاد یا روزنامه وزین و محترم ایران که در شهرستانها بروی دکه روزنامه فروشی خاک میخوردو بارها تعطیل شده و یا توبیخ شدنش چیزی بنویسم که خوانندگان محترم خود آگاه هستند و میدانند نوبنیاد تا قانونی شدن فرسنگها راه دراز دارد و صرفا"همراهی وزارت خانه محترم نیز ادله قانون یندارد
برای قانونی دانستن یک مجموعه توسط یک نهاد باید یک سری زیر ساختها و روندی طی شده و از غربال اداری و سد های امنیتی ارزشی که شامل قانونی بودن و عزل و نصب ها وغیره و غیره بگذرد .
امروزه شاهدیم که گروهی اقلیت که الحمدلله به کمک تکنولوژی و حمایت های بی دلیل و یکسویه خود را قانونی میدانند
بنده عرایض خود را در راستای قانونی ندانستن نوبنیاد و رد فرمایشات نویسنده محترم عرض میکنم شما هم میتوانید پند گیرید یا ملال
یک مرکز و نهاد فرهنگی با مرام نامه و اساسنامه اداره میشود و تا زمانی که این اساسنامه باطل نشده است فقط مقام محترم قضایی بعد از ترتیبات لازم امکان ورود به ماجرا را دارد و برای اجرای یک حکم باید حتی آن مقام قضایی با اجماع در قضیه به نتیجه عقلایی ماجرا برسد موضوع فرهنگ است وگرنه قیمت گذاشتن بر سر لوبیا و نخود ماش نیست که تصمیمات مقطعی گرفت
 ـ طبق اساسنامه بايد تمامي نمايندگان منتخب شعب با دعوت رسمي مدير اجرايي انجمن خوشنويسان ايران بوده و محل دعوت نامه هاي ارسالي نيز طبق همين اساسنامه خيابان خارك مشخص گرديده است . با توجه به اينكه هيچكدام از نامه هاي دعوت جهت برگزاري مجمع از ناحيه دفتر خارك نبوده از وجاهت قانوني خارج ميباشد . ( طبق ماده شماره 3 )

در ماده 18 اساسنامه آمده : دعوت اعضاء براي تشكيل جلسات مجمع نمايندگان با رعايت ذيل ماده 13 و به ترتيب مقرر در بند 15 ماده 29 و بند 3 ماده 30 از طرف مدير اجرايي انجمن است . و در هر مورد با عنايت به مواد 7 و 8 اساسنامه و تبصره هاي مواد مذكور از طريق ارسال دعوت نامه كتبي يا پست سفارشي جهت اعضاء و صدور بخشنامه به منظور اطلاع و اقدام سرپرستان شعب انجمن صورت مي گيرد .

2 ـ تا زمانيكه اساسنامه انجمن در ثبت شركتها به ثبت رسيده و رسميت يافته براي جامعه خوشنويسي وجاهت قانوني داشته و لازم الاجراست .
3- دوستان عزیز
علی رغم فرمایشات و هجمه هایی که به خارک شده است و رای محکو میت ارشاددر دیوان عدات اداری و مفتوح بودن پرونده و ثبت مجمع رشت و
عدم تایید نوبنیاد و کان لم یکن بودن نوبنیاد صلاح را بر چه میدانیم.
راه قانون یا راه دل که
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن /ظلماتست بترس از خطر گمراهی
پسندیده این بود ارشاد با وجود به دادگاه کشیدن ماجرا توسط عده ای مخالف (نوبنیاد) و در صدد پلمب کردن مکانی که سابقه پرورش اساتید و ملجا جوانان فرهیخته دارد , وارد این ماجرا نشده که در صورت محکومیت بسیار نزدیک نوبنیاد هزینه های مادی و معنوی بسیاری نمیدادند
اشتباه نویسنده روزنامه ایران جناب سید اصغر نوربخش خود اشتباه در یک تاریخ نبود که اشتباهی تاریخی است .
مگر میشود روزنامه ای که نام وزین کشورم را بدوش میکشد در نوشتن تاریخ دو مجمع با هم اینگونه مرتکب اشتباه شود مگر نظارتی در تحریریه نیست
آقای نوربخش کیستند و منابع خبری اش کدام بود جستجویی در صفحات مجازی برای کسب شهرت در هنر و یا انجام رسالت خبری که نقل کفر کفر نیست اما معصیت است و گناهی دارد و هزینه ای
توصیه ام این است که نوبنیاد علی رغم تلاش برای بدست گرفتن اوضاع برود
1- مجمعش را اگر توانست به نام محترم انجمن خوشنویسان ثبت کند
2- بیاید بعد از ثبت با انجمن خوشنویسان در تعارض باشند.
با توجه به صراحت ماده 35 در انتخاب اعضاي محترم شوراي ارزشيابي هنري مصوب مجمع ايلام نيازي به انتخاب از سوي شخصيت هاي سياسي نبوده و اين اقدام و مداخله وزارت خانه در شأن استادان بزرگ خوشنويس نمي باشد . چرا كه جايگاه هنر به خصوص هنر قدسي خوشنويسي بسيار ارزشمند تر از يك پست اجرايي سياسي است .
زیاده نوشته شد امیدوا ر بودم جوابیه روزنامه ایران بر طبق قانون مطبوعات در روزنامه و در همان صفحه به چاپ میرسید که به چاپ نرسیدنش نشان از عدم تبحر گردانندگان این روزنامه دارد
لازم بذکر است محکومیت ادره ارشاد در قضیه پلمپ انجمن خوشنویسان و برسمیت شناختن انجمن خوشنویسان توسط عدالت اداری ضدیت و عناد چه معنایی می تواند داشته باشد و مشاوران هنری وزارت خانه را متوجه خسارات و عواقبی که این کارها میتواند داشته باشد و خرجی که از جیب بیت المال شده است را مینمایم
لینک خبر
http://anjomankhoshnevisan.ir/ht/uploaddir/1310365116dadnameh.jpg
رای قطعی است
نامه تایید ثبت مجمع رشت توسط دادگاه و باز بودن پرونده برای اثبات و عدم مغبون شدن دوستان نوبنیادی که فردا شائبه ای نباشد ولی ثبت و انجمن برسمیت شناخته شده و حکم قطعی است و پرونده مفتوح
http://anjomankhoshnevisan.ir/ht/uploaddir/13164052042.jpg
براستی جناب اصغر نوربخش کیستند و قصدشان از ورود یکجانبه بدون مطالعه در موضوع چیست
سخنانی بود که بارها نوشتم و سعی شده در جوابیه از تنش و کلمات استفاده نشود امیدوارم قضیه انجمن بدور از هرگونه یکس.یه نگری به سرانجام برسد و تا زمان حکم قطعی مانند احکامی که در بالا قید شد صادر شود انجمن خوشنویسان ایران به سرپرستی خارک قانونی است ولاغیر
نورور

+ نوشته شده در  90/07/26ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط نورور  |